اگر فردی اثر رفتار خودش را نمیبیند، مسئولیت تغییر او را بر عهده نگیرید. تجربه و ناراحتی خودتان را جدی بگیرید، کمتر وارد بحث اصلاح او شوید، پیامدهای رفتارش را برایش پنهان نکنید و بدون تأیید روایتش، رنج او را بشنوید. سپس تصمیم بگیرید آیا میخواهید با همین شرایط در رابطه بمانید یا نه.
نکتههای کلیدی
شما باعث ناآگاهی فرد مقابل نشدهاید و نمیتوانید او را مجبور به تغییر کنید.
کمتر توضیح دادن و اصلاح کردن، از بحثهای فرسایشی و واکنش دفاعی جلوگیری میکند.
اشتباهات و پیامدهای رفتار او را برای دیگران پنهان یا جبران نکنید.
میتوانید رنج او را تأیید کنید، بدون اینکه روایتش درباره علت رنج را درست بدانید.
اگر این رفتار تغییر نکند، باید درباره ادامه رابطه تصمیم بگیرید.
اول تجربه و ناراحتی خودتان را جدی بگیرید
زندگی با کسی که اثر رفتار خودش بر دیگران را نمیبیند، میتواند خستهکننده و خشمآور باشد. شاید ببینید فردی رفتاری انجام میدهد، پیامدش را میسازد، بعد از نتیجه ناراحت میشود و از شما همدلی میخواهد؛ در حالی که حاضر نیست سهم خودش را ببیند.
قدم اول، تغییر دادن او نیست. باید تجربه خودتان را بپذیرید و با خودتان مهربان باشید. قرار نیست مسئولیت رفتار او را بر عهده بگیرید یا خودتان را بهخاطر اینکه نتوانستهاید او را تغییر دهید، سرزنش کنید. مسئولیت تغییر، در نهایت با خود اوست.
وقتی فردی نمیخواهد یا نمیتواند رفتار خودش را ببیند، توضیح دادن مکرر معمولاً آگاهی او را بیشتر نمیکند. تلاش برای اینکه ثابت کنید رفتار او علت واکنش دیگران بوده، ممکن است او را در موضع دفاعی قرار دهد و خشمش را متوجه شما کند.
تبلیغات
yn-article-inline-1
پذیرش به معنای تأیید رفتار نادرست نیست. یعنی از حالت دائمیِ درست کردن و تغییر دادن او بیرون بیایید. شاید هنوز گاهی رفتارش را یادآوری کنید، اما با دفعات کمتر و اضطرار پایینتر؛ بدون اینکه انتظار داشته باشید این گفتوگو حتماً او را تغییر دهد.
پیامدهای رفتارش را برای او پنهان نکنید
پذیرش همچنین یعنی دیگر برای دیگران توضیح ندهید که رفتار او آنقدرها هم بد نبوده یا او را از دیدن نتیجه کارش نجات ندهید. اگر رفتارش رابطهای را بههم زده یا کسی را ناراحت کرده است، لازم نیست شما همهچیز را صاف و بیاثر کنید تا او شرمنده یا ناراحت نشود.
منظور این نیست که عمداً او را تحقیر کنید. فقط نباید آشفتگیای را که خودش ایجاد کرده، جمع کنید و همزمان وانمود کنید چنین اتفاقی نیفتاده است. گاهی لازم است پیامد رفتار او در معرض دید بماند تا تمام بار آن روی دوش شما نیفتد.
چطور بدون تأیید روایتش، رنج او را بشنوید؟
ممکن است فرد مقابل بگوید دیگران همیشه او را بد میفهمند یا ناعادلانه با او رفتار میکنند. شما میتوانید خودِ موقعیت را تأیید کنید، نه داستانی را که درباره علت آن ساخته است. مثلاً بگویید: «دیدم بعد از آن حرف، طرف مقابل ناراحت به نظر میرسید» یا «سخت است وقتی تصویری که دیگران از شما دارند با تصویری که خودتان از خودتان دارید، فرق میکند.»
جملهای مانند «میفهمم این وضعیت برایت سخت است» میتواند کافی باشد. این جمله رنج او را نادیده نمیگیرد، اما نمیگوید برداشت او از علت ماجرا درست است. همدلی با تجربه فرد، با موافقت با روایت او یکی نیست.
از داستانی که برای توجیه رنجش میسازد فاصله بگیرید
اگر او میخواهد مدت زیادی درباره بیانصافی دیگران و آنچه بر سرش آمده صحبت کند، لازم نیست وارد همان روایت شوید. میتوانید گفتوگو را عوض کنید یا از فضای گفتوگو فاصله بگیرید. کنار کشیدن از داستان او، راهی برای محافظت از خودتان در برابر خشم و درماندگی ناشی از ناآگاهی اوست.
گفتن اینکه «خودت این رنج را ایجاد کردهای» معمولاً کمکی نمیکند. چنین حرفی ممکن است باعث شود فرد بیشتر به روایت خودش بچسبد و احساس کند بابت دردش سرزنش میشود. اینکه رنج او تا چه اندازه نتیجه انتخابهای خودش است، واقعیت رنج کشیدن او را از بین نمیبرد؛ اما به این معنا هم نیست که شما باید مسئول حل کردن آن باشید.
اگر او تغییر نکند، درباره ماندن در رابطه تصمیم بگیرید
وقتی از جنگیدن با واقعیت دست میکشید، پرسش اصلی عوض میشود. دیگر فقط نمیپرسید چطور او را تغییر دهم؛ میپرسید اگر این وضعیت همینطور بماند، آیا هنوز میخواهم در این رابطه باشم؟ پذیرشِ وضعیت فعلی ممکن است شما را به چنین تصمیمی برساند.
این مسیر آسان نیست. ممکن است بارها دوباره وارد بحث شوید، بخواهید او را متوجه رفتار خودش کنید یا مسئولیتش را به دوش بکشید. اما با تمرین میتوانید از خودسرزنشی فاصله بگیرید، کمتر در روایت او گرفتار شوید و روشنتر ببینید چه چیزی برای ادامه رابطه لازم است. فرد مقابل شاید هرگز تغییر نکند؛ تغییر ممکن است از شما شروع شود، اگر خودتان بخواهید و در این مسیر صبور باشید.
محتوای حمایتشده
yn-article-inline-2
پرسشهای پرتکرار
آیا میتوان فردی را که رفتار خودش را نمیبیند، مجبور به تغییر کرد؟
خیر. توضیح دادن مکررِ اینکه رفتار او چه اثری بر دیگران دارد، معمولاً آگاهی یا تغییر ایجاد نمیکند و ممکن است او را دفاعی و خشمگین کند. شما میتوانید تجربه خودتان را بیان کنید، اما نمیتوانید ناآگاهی او را کنترل یا درمان کنید.
چطور با شکایت او از رفتار دیگران همدلی کنیم؟
میتوانید رنج او را بشنوید، بدون اینکه علتسنجی او را تأیید کنید. جملهای مانند «میفهمم این وضعیت برایت سخت است» نشان میدهد دردش را میبینید، اما نمیگوید برداشت او درباره بیانصافی دیگران یا علت اتفاق حتماً درست است.
آیا باید اشتباهات چنین فردی را برای دیگران جبران کنیم؟
نه، لازم نیست آشفتگیای را که فرد ایجاد کرده، پنهان یا برای دیگران قابلقبول کنید. جبران همیشگیِ پیامدهای رفتار او، مسئولیتش را از او میگیرد و شما را فرسوده میکند. قرار نیست او را تحقیر کنید؛ فقط نباید نتیجه رفتارش را ناپدید کنید.
اگر این فرد هیچوقت تغییر نکند، چه کار کنیم؟
پرسش اصلی این است که آیا میخواهید با همین شرایط در رابطه بمانید یا نه. پذیرش به معنای دوست داشتن یا تأیید همه رفتارهای او نیست؛ یعنی واقعیت فعلی را ببینید و تصمیمگیری را بر پایه امید قطعی به تغییر او انجام ندهید.