بیحوصلگی در بازنشستگی همیشه از کمبود کار و سرگرمی نمیآید؛ گاهی فرد مهارت زیادی دارد، اما هیچیک از کارهای روزانه به اندازه کافی دشوار نیستند. پژوهشها نشان میدهند فعالیتی که یادگیری، تلاش، تداوم و هدف واقعی میخواهد، بیشتر از پر کردن تقویم میتواند احساس بیحوصلگی را کاهش دهد.
نکتههای کلیدی
بیحوصلگی در بازنشستگی ممکن است از ناهماهنگی میان مهارت بالا و چالش کم ناشی شود.
در مدل جریان، وقتی مهارت فرد از دشواری کار بیشتر باشد، احتمال بیحوصلگی بالا میرود.
پژوهش Synapse نشان داد یادگیری لحافدوزی یا عکاسی دیجیتال با بهبود حافظه همراه بود.
در یک مطالعه، داوطلبی ۱۰۰ ساعت یا بیشتر در سال با نشانههای کمتر افسردگی و تنهایی همراه بود؛ این رابطه علت و معلولی را ثابت نمیکند.
بیحوصلگی مزمن در سالمندی نقص شخصیتی نیست و با تنهایی، نشانههای افسردگی و کیفیت زندگی پایینتر ارتباط دارد.
بیحوصلگی در بازنشستگی از کمبود سرگرمی نمیآید
تصور رایج این است که فرد بازنشسته فقط به برنامههای بیشتری نیاز دارد: ورزش، کلاس، سفر، کار داوطلبانه یا یک سرگرمی تازه. واقعیت این است که ممکن است تقویم فرد پر باشد و باز هم احساس بیحوصلگی کند. مشکل همیشه نبودن فعالیت نیست؛ گاهی هیچ کاری به اندازه کافی ذهن و مهارت او را درگیر نمیکند.
پژوهشگران بیحوصلگی را تجربه ناخوشایندِ خواستنِ یک فعالیت رضایتبخش، اما ناتوانی در درگیر شدن با آن تعریف میکنند. در این وضعیت، میل به انجام دادن هنوز وجود دارد، اما چیزی که ارزش درگیر شدن داشته باشد پیدا نمیشود.
چرا بعد از بازنشستگی حتی کارهای زیاد هم کافی نیستند؟
در طول دهههای کاری، مهارت فرد معمولاً در کنار چالش رشد میکند: مهلتی که خودش انتخاب نکرده، مسئلهای که باید تا پنجشنبه حل شود یا کاری که کمی بالاتر از توان فعلی اوست. با بازنشستگی، چالش ممکن است ناگهان کم شود، اما مهارتها از بین نمیروند. نتیجه، فاصلهای میان توانایی فرد و دشواری کارهای روزانه است.
تبلیغات
yn-article-inline-1
در مدل اولیه «جریان»، وقتی خواستههای یک کار از مهارتهای فرد بیشتر باشند، اضطراب شکل میگیرد؛ وقتی مهارتها از خواستههای کار بیشتر باشند، بیحوصلگی پدیدار میشود. مرور ۲۵۲ پژوهش درباره جریان نشان داد تعادل میان چالش و مهارت، بررسیشدهترین پیششرط این مدل است.
James Danckert از آزمایشگاه دانشگاه Waterloo میگوید بیحوصلگی هم در کنترل بسیار کم و هم در کنترل بسیار زیاد بیشتر میشود. بازنشستگی ممکن است بیشترین میزان کنترلی را ایجاد کند که فرد در یک روز معمولی زندگی خود دارد؛ اما وقتی هیچ فشار یا مانع معناداری باقی نمیماند، همین کنترل زیاد میتواند به بیحوصلگی کمک کند.
تماشای تلویزیون همیشه مشکل نیست، اما ممکن است نشانه خلأ باشد
تحلیل Pew از دادههای زمانسنجی در سال ۲۰۱۹ نشان داد آمریکاییهای ۶۰ ساله و بالاتر روزانه ۴ ساعت و ۱۶ دقیقه مقابل صفحهنمایشها میگذرانند؛ این زمان بیش از نیمی از اوقات فراغت آنها بود. در مطالعهای دیگر، ۲۵۷ بزرگسال بالای ۶۵ سال از دستگاههای ضبط صدا و شتابسنج استفاده کردند. تلویزیون حدود ۳۷ درصد از زمان بیداری آنها، یعنی تقریباً ۶٫۴ ساعت در روز، را تشکیل میداد و این ساعات کمتحرکترین و برای افرادی که تنها زندگی میکردند، تنهاترین ساعات بود.
این یافتهها به معنی بد بودن تلویزیون نیست. مطالعهای ۴ ساله روی ۱٬۸۲۸ بزرگسال چینی بالای ۶۰ سال نشان داد استفاده مکرر از رادیو و تلویزیون، در کنار مطالعه، باغبانی و بازیهای کارتی، با شانس بهترِ حفظ سالمندی موفق همراه بود؛ در مقایسه با انجام ندادن این فعالیتها. استراحت هم بخشی از یک هفته سالم است. مسئله زمانی جدیتر میشود که بخش بزرگی از هفته، بهدلیل نبودن کاری چالشبرانگیز، به چنین فعالیتهایی فروبریزد.
فعالیت معنادار چه تفاوتی با سرگرمی ساده دارد؟
Robert Stebbins میان اوقات فراغت معمولی و «اوقات فراغت جدی» تفاوت میگذارد. فعالیت معمولی کوتاهمدت، لذتبخش و کمنیاز به آموزش است. در مقابل، اوقات فراغت جدی دنبال کردن منظم یک فعالیت آماتوری، هنری یا داوطلبانه است؛ فعالیتی که فرد بتواند در آن مسیر رشد و پیشرفت داشته باشد.
این مسیر معمولاً به پافشاری، یادگیری مهارت و دانش، تلاش مداوم، هویت شخصی و اجتماعی و یک جامعه مشترک نیاز دارد. برای نمونه، اگر فردی در گروه نجاری فقط همان کاری را انجام دهد که مربی نشان میدهد و هیچ پیشرفت یا دشواری تازهای نداشته باشد، ممکن است ظاهر یک فعالیت جدی را داشته باشد، اما چالش لازم را ایجاد نکند.
در پروژه Synapse، بزرگسالان ۶۰ تا ۹۰ ساله بهطور میانگین ۱۶٫۵۱ ساعت در هفته و به مدت ۳ ماه، لحافدوزی یا عکاسی دیجیتال یاد گرفتند یا هر دو را انجام دادند. حافظه رویدادی در شرایط پُرتقاضا بهتر شد؛ در حالی که گروههای مقایسه یا در فعالیتهای غیرذهنی اجتماعی بودند یا کارهای کمتقاضا و بدون ارتباط اجتماعی انجام میدادند. فقط معاشرت یا حل جدول چنین اثری نداشت؛ یادگیری کاری که فرد در آن مهارت نداشت، عامل مهمتری بود.
داوطلبی و یادگیری سخت چه شواهدی دارند؟
در مطالعهای روی ۱۲٬۹۹۸ آمریکایی بالای ۵۰ سال، داوطلبی ۱۰۰ ساعت یا بیشتر در سال، در مقایسه با داوطلبی نکردن، با نشانههای کمتر افسردگی، ناامیدی و تنهایی و احساس هدفمندی بیشتر ۴ سال بعد همراه بود. این مطالعه مشاهدهای بود و علت و معلول را ثابت نمیکند؛ همچنین میان داوطلبی و رضایت از زندگی یا افسردگی تشخیصدادهشده ارتباطی پیدا نکرد.
در نمونهای بریتانیایی شامل ۳٬۷۴۰ نفر در سن بازنشستگی یا بالاتر، فایده مشاهدهشده داوطلبی برای افرادی که داوطلبی را متوقف کردند، ادامه نداشت. بنابراین تفاوت فقط در تعداد فعالیتها نیست. دو ساعت کار ساده در هفته با فعالیتی که به توانایی کامل فرد نیاز دارد، یکسان نیست.
پژوهشها هنوز تعداد بازنشستگان آمریکاییِ دچار بیحوصلگی مزمن را بهطور دقیق برآورد نکردهاند. با این حال، دو پیمایش ژاپنی روی ۵٬۳۸۲ نفر با میانگین سنی ۸۲ سال و ۴٬۱۲۴ نفر با میانگین سنی ۶۶ سال نشان دادند استعداد بیشتر برای بیحوصلگی با نشانههای افسردگی، تنهایی و کیفیت زندگی پایینتر ارتباط دارد. این پژوهشها مقطعی بودند و جهت علت را مشخص نمیکردند؛ اما نشان میدهند بیحوصلگی مزمن بعد از ۶۵ سالگی مسئلهای قابل اندازهگیری است، نه عیب شخصیتی.
محتوای حمایتشده
yn-article-inline-2
پرسشهای پرتکرار
آیا زیاد کردن سرگرمیها بیحوصلگی دوران بازنشستگی را برطرف میکند؟
نه لزوماً. اگر سرگرمی تازه فقط یک ساعت دیگر به برنامه اضافه کند و هیچ یادگیری، تلاش یا دشواری تازهای نداشته باشد، ممکن است بیحوصلگی را تغییر ندهد. شواهد بیشتر از فعالیتهایی حمایت میکنند که مهارت فرد را به چالش میکشند و امکان پیشرفت تدریجی دارند.
چه تفاوتی میان سرگرمی معمولی و اوقات فراغت جدی وجود دارد؟
سرگرمی معمولی معمولاً کوتاهمدت، لذتبخش و کمنیاز به آموزش است. اوقات فراغت جدی فعالیتی منظم و قابلپیشرفت است که به پافشاری، یادگیری مهارت و دانش، تلاش مداوم و گاهی شکلگیری هویت و جامعهای مشترک نیاز دارد.
آیا تماشای تلویزیون برای بازنشستگان مضر است؟
پژوهشهای گزارششده تلویزیون را ذاتاً مضر نمیدانند. یک مطالعه ۴ ساله، استفاده مکرر از تلویزیون و رادیو را در کنار مطالعه، باغبانی و بازیهای کارتی با سالمندی موفقتر مرتبط دانست. نگرانی زمانی است که صفحهنمایش جای بیشتر فعالیتهای چالشبرانگیز و معنادار هفته را بگیرد.
آیا بیحوصلگی مزمن در سالمندی به افسردگی مربوط است؟
در دو پیمایش ژاپنی، بیحوصلگی بیشتر با نشانههای افسردگی، تنهایی و کیفیت زندگی پایینتر همراه بود. این پژوهشها مقطعی بودند و نشان نمیدهند کدام عامل باعث دیگری شده است؛ بنابراین این ارتباط بهتنهایی تشخیص افسردگی یا علت آن را ثابت نمیکند.