نقطه قوت وقتی بیش از حد استفاده شود یا در موقعیت نامناسب به کار برود، میتواند به مانعی تبدیل شود. پافشاری ممکن است به فرسودگی، همدلی به اجتناب از تعارض و تخصص به انعطافناپذیری برسد. کنجکاوی درباره نیاز واقعی هر موقعیت، به تغییر راهبرد کمک میکند.
نکتههای کلیدی
پافشاری، همدلی و قاطعیت تا زمانی مفیدند که بیش از اندازه به کار نروند.
تخصص زیاد میتواند دیدن راهحلهای خارج از الگوهای آشنا را دشوار کند.
اثر Einstellung باعث میشود راهحل آشنا، گاهی راهحل بهتر را از دید پنهان کند.
انعطافپذیری روانشناختی یعنی راهبرد خود را با نیاز لحظه هماهنگ کنید.
کنجکاوی علاقهمندانه میتواند کمک کند دوباره موقعیت و انتخابهای خود را ببینید.
چطور نقطه قوت به مانع تبدیل میشود؟
یک تصور رایج این است که اگر در کاری گیر کردهاید، باید همان روش قبلی را با تلاش بیشتری ادامه دهید. اما واقعیت این است که گاهی تلاش بیشتر، شما را از هدف دورتر میکند. Diana Hill در کتاب Wise Effort این وضعیت را با پرندهای مقایسه میکند که از درِ باز وارد آشپزخانه شده و پنجره بزرگ را راه خروج میبیند. پرنده بارها به شیشه میکوبد؛ هر بار شدیدتر و با اضطرار بیشتر، اما تلاشش خلاف هدفش عمل میکند.
Hill این تصویر را به زندگی انسان تعمیم میدهد. هر فرد ترکیبی ویژه از ویژگیهای شخصیتی، استعدادها، علاقهها، نقاط قوت اخلاقی و هوش هیجانی دارد. او این ترکیب را «انرژی نبوغ» مینامد؛ همان نیرویی که میتواند به ساختن شغل، حفظ رابطه یا انجام کارهای دشوار کمک کند. مشکل از جایی شروع میشود که همین نیرو بیش از اندازه یا در مسیر نامناسب به کار برود.
پافشاری، قاطعیت و همدلی چه زمانی دردسرساز میشوند؟
پژوهشهای Robert Kaplan و Robert Kaiser در روانشناسی سازمانی نشان میدهد نقاط قوت رهبری الگویی خمیده دارند: یک ویژگی تا حدی مفید است، اما بعد از آن اثرش تغییر میکند. قاطعیت میتواند به تصمیمگیری کمک کند، ولی در شکل افراطی به تحمیل نظر و کنار زدن دیگران میرسد. همدلی نیز میتواند رابطه را بهتر کند، اما اگر بیش از اندازه شود، ممکن است به اجتناب از تعارض تبدیل شود.
تبلیغات
yn-article-inline-1
مسئله این است که افراد معمولاً همان رفتاری را ادامه میدهند که پیشتر برایشان نتیجه داشته است. رهبر ممکن است به دلیل قاطعیتی که باعث پیشرفت او شده، در موقعیتهای تازه هم فقط قاطعتر شود؛ حتی وقتی مسئله به شنیدن، مکث کردن یا تغییر مسیر نیاز دارد. بسیاری از رهبران، به گفته این پژوهشگران، مرز میان استفاده مفید و افراطی از نقطه قوت خود را بهخوبی نمیبینند.
چرا تخصص زیاد میتواند انعطاف را کم کند؟
Erik Dane، روانشناس شناختی، برای این سازوکار اصطلاح «سنگرگیری شناختی» را به کار میبرد. هرچه در حوزهای تخصص بیشتری پیدا میکنید، الگوهای ذهنی شما میتوانند منظمتر و کارآمدتر شوند؛ اما همزمان ممکن است انعطافپذیریتان کاهش پیدا کند. شما سریعتر به راهحلهای آشنا میرسید و کمتر راههایی را میبینید که خارج از الگوهای تثبیتشده قرار دارند.
نمونهای از این مسئله در شطرنج دیده شده است. استادان شطرنج در برخی مسئلهها که به حرکتی نامتعارف نیاز دارند، paradoxically ممکن است از بازیکنان سطح متوسط کندتر عمل کنند. تخصص به آنها کمک میکند الگوهای آشنا را سریع تشخیص دهند، اما همان الگوها میتوانند مانند دیواری جلوی دیدن راهحل متفاوت را بگیرند.
«اثر Einstellung» شکل مشخصتری از همین پدیده است. وقتی فرد از قبل یک راهحل را میداند، همان راهحل میتواند مانع دیدن گزینه بهتر شود. پژوهشهای ردیابی چشم نشان دادهاند که نگاه افراد حتی وقتی گزینه برتر در برابرشان قرار دارد، به سمت پاسخ آشنا کشیده میشود.
از کجا بفهمیم در دام نقطه قوت خود افتادهایم؟
Hill برای تشخیص این وضعیت سه پرسش پیشنهاد میکند: «آیا در یک داستان گیر کردهام؟»، «آیا بیش از حد به چیزی چسبیدهام؟» و «آیا از ناراحتی فرار میکنم؟» این پرسشها قرار نیست یک تشخیص روانشناختی ارائه دهند؛ فقط کمک میکنند ببینید آیا واکنش همیشگیتان هنوز با موقعیت فعلی سازگار است یا نه.
Hill این تجربه را در زندگی حرفهای خود نیز داشته است. در سال ۲۰۲۱، او یکی از مجریان پادکست روانشناسی بسیار موفقی بود؛ برنامهای که نزدیک به ۲ میلیون بار دانلود شده بود و در آستانه جذب حامیان مالی پرسود قرار داشت. بااینحال، Hill میخواست از آن خارج شود و درباره موضوعاتی در مرز روانشناسی و معنویت کار کند. پافشاریای که به ساختن مسیر شغلیاش کمک کرده بود، او را در همان مسیر نگه میداشت. پیش از جلسههای تیمی دچار حملههای پانیک میشد، در حالی که ذهنش همچنان همان پیام قبلی را تکرار میکرد: بیشتر تلاش کن و از شیشه عبور کن.
کنجکاوی چگونه راه را برای تغییر باز میکند؟
پژوهشهای مرتبط با درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، انعطافپذیری روانشناختی را توانایی تغییر راهبرد بر اساس نیاز واقعی لحظه تعریف میکنند، نه تکرار خودکار چیزی که قبلاً جواب داده است. در منبع حاضر، این ویژگی یکی از پیشبینیکنندههای نیرومند سلامت روان و بهزیستی در صدها مطالعه معرفی شده است.
Hill برای رها شدن از دام نقطه قوت، بارها به کنجکاوی برمیگردد. او میان دو نوع کنجکاوی تفاوت میگذارد. کنجکاوی ناشی از کمبود، میل به پیدا کردن پاسخ و بستن پرونده سؤال است. اما کنجکاوی علاقهمندانه، سؤالهای بیشتری ایجاد میکند و خودِ ندانستن را ارزشمند میبیند.
برای توضیح این نوع کنجکاوی، Hill مثال توتفرنگی را میآورد: ممکن است تصور کنید چون قبلاً طعم توتفرنگی را میدانید، همه توتفرنگیها تجربهای یکسان دارند. اما اگر با دقت بیشتری توجه کنید، هرکدام میتواند تجربهای متفاوت باشد. همین نگاه را میتوان به یک جلسه کاری یا یک مسئله قدیمی برد و پرسید: آیا واقعاً میدانم این موقعیت به بهترین توانایی من نیاز دارد، یا فقط همان کاری را تکرار میکنم که همیشه انجام دادهام؟
محتوای حمایتشده
yn-article-inline-2
پرسشهای پرتکرار
آیا نقطه قوت همیشه برای انسان مفید است؟
خیر. نقطه قوت تا زمانی مفید است که با اندازه و جهت مناسب به کار برود. قاطعیت میتواند به تحمیل نظر تبدیل شود، همدلی ممکن است به اجتناب از تعارض برسد و پافشاری میتواند فرد را در راهی بینتیجه نگه دارد.
سنگرگیری شناختی چیست؟
سنگرگیری شناختی اصطلاحی از Erik Dane برای توضیح این سازوکار است که تخصص بیشتر، الگوهای ذهنی را کارآمدتر اما گاهی rigidتر میکند. در نتیجه فرد سریعتر راهحلهای آشنا را میبیند و ممکن است گزینههای متفاوت را نادیده بگیرد.
اثر Einstellung چگونه عمل میکند؟
اثر Einstellung زمانی رخ میدهد که راهحل آشنای یک مسئله، دیدن راهحل بهتر را دشوار کند. پژوهشهای ردیابی چشم نشان دادهاند که نگاه افراد حتی در حضور گزینه برتر، به سمت پاسخ آشنا متمایل میشود.
چگونه میتوان از تکرار بینتیجه یک روش فاصله گرفت؟
میتوانید از خود بپرسید آیا در یک داستان گیر کردهاید، به چیزی بیش از حد چسبیدهاید یا از ناراحتی فرار میکنید. سپس با کنجکاوی علاقهمندانه به موقعیت نگاه کنید و بررسی کنید آیا توانایی همیشگی شما واقعاً همان چیزی است که این لحظه نیاز دارد.