تبلیغات
yn-top-leaderboard
تبلیغات
yn-m-top
روانشناسی

آیا واقعاً مدیرعامل مغز خودمان هستیم؟ مغز چگونه تصمیم می‌گیرد

مغز یک مدیرعامل واحد ندارد؛ مجموعه‌ای پیچیده از فرایندهای آگاهانه و ناآگاهانه است. ببینید چه چیزهایی را می‌توانید در آن هدایت کنید.

تصویری مفهومی از مغزی که مانند یک سازمان پیچیده با بخش‌های متعدد فعالیت می‌کند.
عکس از Psychology Today

پاسخ کوتاه

شما مدیر واحدی نیستید که تک‌تک فعالیت‌های مغز را کنترل کند. مغز مجموعه‌ای پیچیده از فرایندهای آگاهانه و ناآگاهانه است که هم‌زمان روی بقا، پاداش، عادت، حافظه و آینده تمرکز دارند. بااین‌حال می‌توانید با هدایت توجه، ساختن عادت‌ها و انتخاب محیط، بر مسیر رفتار خود اثر بگذارید.

نکته‌های کلیدی

  • بخش بزرگی از پردازش‌های مغز خارج از آگاهی انجام می‌شود و تجربه آگاهانه فقط خلاصه‌ای از آن‌هاست.
  • در مغز «مدیرعامل» واحدی وجود ندارد؛ فکر، توجه، هدف و ارزش‌ها از یک سیستم توزیع‌شده پدید می‌آیند.
  • تعارض میان میل‌ها و اولویت‌های مختلف، لزوماً نشانه نشناختن خود نیست؛ ممکن است نتیجه پیچیدگی مغز باشد.
  • شما نمی‌توانید هر فکر و هیجانی را انتخاب کنید، اما می‌توانید به بعضی چیزها توجه بیشتری بدهید و عادت‌ها و محیط خود را شکل دهید.

مغز بیشتر شبیه یک سازمان بزرگ است تا یک مدیر واحد

اگر از شما بپرسند در آینده می‌خواهید چه‌کاره شوید، احتمالاً از شغل یا نقشی مشخص حرف می‌زنید. اما درباره مغز، ماجرا عجیب‌تر است: شما هر روز هدایت پیچیده‌ترین سامانه‌ای را بر عهده دارید که با آن زندگی می‌کنید، بی‌آن‌که بتوانید فعالیت درونی آن را مستقیماً ببینید.

ما معمولاً مغز را با خودِ ذهن و شخصیت‌مان یکی می‌دانیم. با آن احساس شادی، غم و خشم را تجربه می‌کنیم، زبان به کار می‌بریم و خاطره می‌سازیم. بااین‌حال، در هر لحظه مغز مانند کارخانه‌ای پرجنب‌وجوش مشغول کار است؛ از ترکیب اطلاعات حسی و تنظیم خودکار عملکردهای بدن گرفته تا بازیابی خاطره، پیش‌بینی، ارزیابی و آماده‌سازی حرکت.

تصویری مفهومی از مغزی که مانند یک سازمان پیچیده با بخش‌های متعدد فعالیت می‌کند.
Psychology Today

چرا از بیشتر فعالیت‌های مغز خبر نداریم؟

آنچه شما به‌صورت تجربه آگاهانه احساس می‌کنید، فقط بخشی از این فعالیت گسترده است؛ چیزی شبیه خلاصه اجرایی یک گزارش، نه تمام جدول‌ها و محاسبات پشت آن. آزمایش‌ها نشان می‌دهند حجم زیادی از پردازش عصبی بیرون از آگاهی انجام می‌شود و فقط بخشی از اطلاعات به سطح توجه می‌رسد.

تبلیغات
yn-article-inline-1

فیلسوف، Thomas Metzinger، این ایده را گسترده‌تر توضیح می‌دهد: مغز مدلی از خود و جهان می‌سازد، اما ما محتوای این مدل را تجربه می‌کنیم، نه سازوکارهایی را که آن را ساخته‌اند. بنابراین شما می‌توانید متوجه یک فکر، احساس یا تصمیم شوید، اما معمولاً به تمام فرایندهای عصبی منتهی به آن دسترسی ندارید.

چرا گاهی خواسته‌ها و تصمیم‌های ما با هم تعارض دارند؟

در یک سازمان بزرگ، بخش‌های مختلف ممکن است هدف‌های متفاوتی داشته باشند. یک بخش به کاهش هزینه فکر می‌کند و بخش دیگر پروژه‌ای بلندمدت را دنبال می‌کند. اطلاعاتی که به مدیر می‌رسد هم می‌تواند پیچیده و متناقض باشد. مغز نیز چنین ساختاری دارد و سامانه‌های مختلف آن با اولویت‌های متفاوت کار می‌کنند.

نیازهای غریزی و بقا، پاداش، عادت، حافظه، تعلق اجتماعی، برنامه‌ریزی بلندمدت و پیش‌بینی، همیشه به یک سمت اشاره نمی‌کنند. حتی انتخاب ساده‌ای مثل خوردن همبرگر یا سالاد می‌تواند نتیجه رقابت همین اولویت‌ها باشد. پس تناقض درونی الزاماً نشان نمی‌دهد که خودتان را نمی‌شناسید؛ شاید فقط نشان‌دهنده پیچیدگی یک سامانه زیستی باشد.

در مغز هیچ مدیرعامل کوچکی پشت میز ننشسته است

در یک شرکت، مدیرعامل فردی جدا از کارکنان و سازمان است و می‌توان او را عوض کرد. اما شما نمی‌توانید خودتان را از مغزتان جدا کنید. درون سر شما هم انسان کوچکی وجود ندارد که به نورون‌ها فرمان بدهد و همه فعالیت‌ها را کنترل کند.

علوم اعصاب امروز نشان می‌دهد فکرهای آگاهانه، توجه، هدف‌ها و ارزش‌ها از یک سیستم توزیع‌شده پدید می‌آیند. این سیستم به شکلی شگفت‌انگیز می‌تواند درباره خودش فکر کند، اولویت تعیین کند و بر رفتار بعدی اثر بگذارد؛ اما یک مرکز فرماندهی واحد در آن وجود ندارد.

اگر کنترل کامل نداریم، چه چیزی در اختیار ماست؟

یک مدیر بد تلاش می‌کند هر بخش را لحظه‌به‌لحظه کنترل کند، همه اختلاف‌ها را از بین ببرد و سازمان را دقیقاً مطابق نقشه خود پیش ببرد. چنین کاری در مغز هم ممکن نیست. شما نمی‌توانید هر فکری را که ظاهر می‌شود، هر هیجانی را که شکل می‌گیرد یا هر تکانه‌ای را که توجه‌تان را می‌خواهد انتخاب کنید. حتی ممکن است همیشه ندانید چرا چیزی را می‌خواهید.

اما این به معنای بی‌اختیاری کامل نیست. می‌توانید تعیین کنید چه چیزهایی وزن بیشتری پیدا کنند، بارها به چه موضوعی توجه کنید، چه عادت‌هایی را پرورش دهید، در چه محیط‌هایی قرار بگیرید و هنگام کشیده‌شدن به سمت‌های مختلف، به کدام ارزش‌ها برگردید. این شاید همان نقش عجیب شما باشد: هدایت سامانه‌ای بسیار پیچیده، درحالی‌که فقط بخش کوچکی از فعالیت آن را می‌بینید.

محتوای حمایت‌شده
yn-article-inline-2

پرسش‌های پرتکرار

آیا یک بخش مشخص از مغز تصمیم‌های ما را کنترل می‌کند؟

خیر. بر اساس توضیح این مقاله، فکرهای آگاهانه، توجه، هدف‌ها و ارزش‌ها از یک سیستم توزیع‌شده پدید می‌آیند. در مغز یک مدیرعامل واحد یا فرد کوچکی وجود ندارد که همه نورون‌ها را فرماندهی کند.

چرا گاهی بین خواسته‌ها و تصمیم‌های خود تعارض احساس می‌کنیم؟

مغز سامانه‌های مختلفی دارد که روی بقا، پاداش، عادت، حافظه، تعلق اجتماعی، برنامه‌ریزی و پیش‌بینی تمرکز می‌کنند. این اولویت‌ها همیشه هم‌جهت نیستند؛ بنابراین تعارض درونی می‌تواند نتیجه پیچیدگی مغز باشد، نه لزوماً نشناختن خود.

آیا می‌توانیم همه فکرها و احساساتمان را کنترل کنیم؟

نه. شما نمی‌توانید انتخاب کنید چه فکری ظاهر شود یا هر هیجانی دقیقاً چه زمانی شکل بگیرد. بااین‌حال، می‌توانید توجه خود را بارها به موضوع‌های خاصی معطوف کنید، عادت‌هایی بسازید، محیط‌تان را انتخاب کنید و به ارزش‌های مشخصی وزن بیشتری بدهید.

منابع

این مطلب بر پایه گزارش زیر نوشته شده است:

این مطلب با کمک هوش مصنوعی تهیه و پیش از انتشار بازبینی شده است.

بروزرسانی:

این مطلب جنبه آموزشی دارد و جایگزین مشورت با پزشک نیست.

برچسب‌ها

محتوای حمایت‌شده
yn-end
تبلیغات
yn-m-anchor