پژوهشی درباره اثر تنوع گیاهان مرتع بر ترکیبات شیر و گوشت و تغییر متابولیتهای خون پس از مصرف این محصولات چه میگوید؟
تصور رایج درباره خوراک دام چیست و واقعیت چه میگوید؟
تصور رایج این است که خوراک دام فقط برای رشد حیوان و تولید بیشتر اهمیت دارد و اثر آن در همان مزرعه تمام میشود. اما پژوهشهای یک گروه تحقیقاتی نشان میدهد ارتباط میان سلامت انسان، حیوان و زمینی که حیوان در آن چرا میکند، پیچیدهتر است.
این گروه بهجای نگاه کردن به مرتع فقط بهعنوان محل تولید غذا، سامانهای را بررسی کرده است که هدفش بهبود همزمان سلامت خاک، گیاه، حیوان، انسان و جامعه است. پرسش اصلی این بوده که آیا تغییر روش چرا میتواند ترکیبات گوشت و شیر و سپس پاسخ بدن مصرفکننده به این غذاها را تغییر دهد یا نه.
تنوع گیاهان مرتع چگونه بر دام و محیط اثر میگذارد؟
در روشهای رایج مرتعی، گاهی یک نوع علف غالب است و خوراک دام در طول زمان تنوع کمی دارد. در رویکردی که پژوهشگران آن را «تنوع عملکردی» مینامند، چندین گونه علوفه در مکانها و زمانهای مختلف کنار هم قرار میگیرند: علفهایی مانند ryegrass و fescue، گیاهانی مانند plantain و chicory و حبوباتی مانند alfalfa و clover.
این تنوع به حیوان اجازه میدهد نیازهای تغذیهای و برخی نیازهای مرتبط با سلامت خود را از مجموعه متنوعتری از گیاهان تأمین کند و همزمان به سلامت خاک کمک میکند. آزمایش روی گوسفند، گاو و گوزن با مقایسه چراگاههای معمولی، چندگونهای و دارای تنوع عملکردی، با رشد بهتر، استفاده کارآمدتر از خوراک، تولید شیر بیشتر و رفاه بهتر حیوان همراه بود.
این سامانهها همچنین هدررفت نیتروژن به محیط را حدود ۳۰٪ در گوسفند و ۴۲٪ در گاوهای شیری کاهش دادند.
آیا تنوع مرتع ترکیب شیر و گوشت را تغییر میدهد؟
پژوهشگران شیر، گوشت گاو، گوشت گوسفند و گوشت گوزن را از سامانههای مختلف چرا بررسی کردند و هزاران متابولیت را سنجیدند. متابولیتها مولکولهای کوچکی هستند که در فرایندهایی مانند سوختوساز، التهاب و ارتباط سلولی نقش دارند.
شیر گاوهایی که در مراتع دارای تنوع عملکردی چرا کرده بودند، سطح بالاتری از چند ترکیب مفید داشت. این ترکیبات با سوختوساز چربی، تولید گلبولهای قرمز سالم و برخی مواد شیمیایی مغز مرتبط بودند. در همین نمونهها، سطح یک ترکیب مرتبط با خطر بیشتر بیماری قلبی و زوال عقل به نصف رسید.
در گوشت گوزن، تغییرات پررنگتر بود. برخی ویژگیهای آنتیاکسیدانی و ضدالتهابی ۲۷ برابر افزایش یافت و متابولیتهای مرتبط با تنظیم استرس اکسیداتیو ۵۹ برابر بیشتر شد. گوشت گوسفند و گاو نیز افزایش ترکیبات مرتبط با فعالیت آنتیاکسیدانی، سلامت قلب و عروق، سلامت روان، جذب مواد مغذی و عملکرد ضدسرطانی نشان دادند. این ارتباطها، اثر احتمالی زیستی را نشان میدهند؛ نه درمان قطعی بیماری.
مصرف این گوشتها چه تغییری در بدن انسان ایجاد کرد؟
برای بررسی اینکه تفاوت ترکیبات محصول حیوانی به بدن انسان هم منتقل میشود یا نه، پژوهشگران نخستین آزمونهای تغذیهای تصادفیشده با هدف بررسی رابطه علت و معلولی را در این پروژه انجام دادند. شرکتکنندگان گوشت گاو یا گوسفند حاصل از سه نوع سامانه چرا را خوردند و هر فرد در نقش کنترل خودش، محصول هر سامانه را تجربه کرد. این روش تفاوتهای میان افراد را کمتر میکند.
پژوهشگران پیش و پس از هر وعده از شرکتکنندگان خون گرفتند و تغییر هزاران متابولیت را اندازهگیری کردند. این مولکولها به التهاب، تعادل اکسیداتیو، سوختوساز چربی و اسیدهای آمینه، عملکرد قلب و عروق و پیامرسانی سلولی مربوط بودند.
پس از مصرف گوشت گاو حاصل از سامانه دارای تنوع عملکردی، متابولیتهای خون با سوختوساز کلسترول، عملکرد عروق، تنظیم انرژی، کاهش فشار مرتبط با کلیه و کاهش خطر ابتلا به سرطان روده بزرگ ارتباط داشتند. مصرف گوشت گوسفند از همان سامانه نیز با الگوهایی مرتبط با محافظت عصبی، سلامت قلب، دفاع آنتیاکسیدانی، کاهش التهاب، تنظیم چربی، جذب مواد مغذی و ویژگیهای ضدسرطانی همراه بود.
بااینحال، این پژوهش تغییر نشانگرهای زیستی را بررسی کرده است، نه کاهش قطعی موارد بیماری در طولانیمدت. بنابراین نمیتوان از آن نتیجه گرفت که یک نوع گوشت بهتنهایی از بیماری مزمن پیشگیری میکند یا آن را بهبود میدهد.
این مطلب جنبه آموزشی دارد و جایگزین مشورت با پزشک نیست.