یک مطالعه ۹ساله نشان میدهد گفتوگوی حمایتی چگونه بهزیستی روانی را کمی بهتر میکند و چرا لزوماً مراجعه برای درمان را افزایش نمیدهد.
پرسیدن «حالت خوب است؟» چه اثری بر حال روانی دارد؟
پاسخ کوتاه این است: کمی بهتر میکند، اما نه به شکلی چشمگیر. یک مطالعه با بررسی دادههای ۹ ساله در استرالیا نشان داد پس از افزایش دیدهشدن کارزار R U OK? Day، بهزیستی روانی افراد بهطور قابلاندازهگیری بیشتر شد.
این افزایش معادل جابهجایی فرد متوسط از صدک ۵۰ به صدک ۵۳ بهزیستی بود. به زبان ساده، افراد کمی بیشتر احساس سرزندگی، آرامش، انرژی و شادی میکردند و اندکی کمتر احساس میکردند آنقدر حالشان بد است که هیچ چیز نمیتواند خوشحالشان کند. این نتیجه میانگین کل جمعیت بود؛ حتی افرادی که مستقیماً در گفتوگوهای این کارزار شرکت نکرده بودند.
این کارزار چگونه از افراد حمایت میکند؟
R U OK? Day هر سال در دومین پنجشنبه سپتامبر برگزار میشود و از مردم میخواهد چهار گام را دنبال کنند: از کسی بپرسند حالش خوب است یا نه، با ذهنی باز به او گوش بدهند، در صورت نیاز تشویقش کنند اقدامی انجام دهد و طی چند هفته بعد دوباره حال او را بپرسند.
پژوهشگران احتمال میدهند سازوکار اصلی، ارتباط اجتماعی باشد. وقتی دوست یا همکار از شما درباره حالتان میپرسد، ممکن است احساس کنید تنها نیستید و گفتن اینکه با مشکلی روبهرو هستید، از نظر اجتماعی پذیرفتنی است. یافتههای مطالعه هم همین مسیر را نشان میداد: افراد احساس میکردند کسی را دارند که میتوانند برای حمایت به او مراجعه کنند.
چرا اثر در مردان ۲۵ تا ۴۹ ساله بیشتر بود؟
بیشترین بهبود در مردان ۲۵ تا ۴۹ ساله دیده شد و اندازه این افزایش در مقایسه با اثر میانگین جمعیت، ۲ برابر بود. این نکته مهم است، چون مردان میانسال از گروههایی هستند که کمتر برای مشکلات سلامت روان کمک میگیرند و در آمار خودکشی استرالیا نیز سهم نامتناسبی دارند.
البته این مطالعه نشان نمیدهد هر گفتوگوی فردی دقیقاً چه اثری بر یک نفر گذاشته است. دادهها اثر کلی کارزار را در سطح جمعیت بررسی کردند؛ یعنی ترکیبی از گفتوگوهای مستقیم، برنامههای محل کار، پوشش رسانهای و توجه عمومی بیشتر به سلامت روان.
آیا بعد از این کارزار، افراد بیشتری کمک تخصصی گرفتند؟
خیر؛ پژوهشگران افزایش قابلاندازهگیری در مراجعه به پزشک عمومی برای دریافت برنامه درمان سلامت روان پیدا نکردند. تعداد نسخههای تکمیلشده برای داروهای مرتبط با سلامت روان نیز بیشتر نشد.
این نتیجه در پیگیریهای طولانیتر، یعنی ۲ و ۳ ماه بعد، هم تغییر نکرد. بااینحال نمیتوان گفت هیچکس بهدلیل این کارزار کمک نگرفته است. ممکن است تعداد افرادی که کمک خواستهاند برای ایجاد تغییر در آمار کل جمعیت کافی نبوده باشد. همچنین دادههای مطالعه مراجعه به خدمات دیگری مانند خطوط کمکرسانی را اندازهگیری نمیکرد.
چرا بهتر شدن حال روانی همیشه به درمان منجر نمیشود؟
تشویق فرد به کمکگرفتن فقط یک بخش ماجراست. ممکن است فرد همچنان از قضاوت و انگ اجتماعی بترسد یا نداند از کجا باید شروع کند. حتی اگر تصمیم بگیرد کمک تخصصی بگیرد، موانعی مانند انتظار طولانی برای نوبت و هزینههای پرداختی میتواند مسیر را دشوار کند.
نتیجه این مطالعه، ارزش گفتوگوهای حمایتی را رد نمیکند؛ برعکس، نشان میدهد پرسیدن یک سؤال ساده میتواند احساس حمایت را بیشتر کند، بهخصوص در گروههایی که کمتر سراغ کمک میروند. اما اگر پاسخ فرد «نه» باشد، باید امکان دسترسی به مراقبت بهموقع، قابلپرداخت و قابلفهم هم وجود داشته باشد. در نگرانی جدی درباره حال خودتان یا فردی دیگر، کمک حرفهای لازم است.
این مطلب جنبه آموزشی دارد و جایگزین مشورت با پزشک نیست.